تبلیغات
❀◕ ‿ ◕❀ وِنوسی هآیِ مآه نِشـآن❀◕ ‿ ◕❀ - shieeh

❀◕ ‿ ◕❀ وِنوسی هآیِ مآه نِشـآن❀◕ ‿ ◕❀

"**در زمانهای بسیار دور مردان ازسیاره مریخ وزنان ازسیاره ونوس به زمین آمده اند**"

 اولوالالباب چه کسانی هستند:

در قرآن مجید در آیات متعدد سخن از گروهی می نماید که گاه از آنان اینگونه یاد می نماید که صاحبان تذکرند و یا اینکه آنان کسانی اند که دعایشان مردن با ابرار است. و مسلم است که گروهی خاص می باشند که آرزوی مردن با ابرار را دارند و امثال این ویژگیها که متذکر خواهیم شد. 

1- آنان به حقانیت قرآن شهود دارند:

در سوره رعد در این خصوص می فرماید:

« اَفَمَن یَعلَمُ اَنَّما اُنزِلَ اِلیکَ مِن رَبِکَ الحَقُ کَمَن هُوَ اَعمی اِنّما یَتَذَکَّرُ اوُلُوا اَلالبابِ»[1]

(پس آیا آنکه به شهود می داند که به یقین آنچه بسوی تو از جانب پروردگارت نازل شده است، حق می باشد مانند کسی است که او کور است فقط صاحبان خرد متذکر می شوند).

تعبیر «یَعلَم» در برابر «اَعمی» علم شهودی را میرساند و در آیه ای دیگر تعبیر «یری» آمده است.

«و یَرَی الۀَذین اُتُوا العِلم الذی اُنزلَ الیکَ مِن رَبَّکَ مِن رَبَّکَ هو الحقُّ و یَهدی الی صِراطِ العزیز الحَمیدِ»[2]

(و آنان که به ایشان علم داده شده است می بینید که بسوی تو از جانب پروردگارت فرو فرستاده شده است، همان حق است و بسوی شاهرهاه خدای عزت بخش ستوده هدایت می کند).

با توجه به فعل «یری» حقیقت ملکوتی و روح قرآن را می توان نظر داشته باشد که به رویت اولوالالباب و شهود آن، رسیده است.

این علم با توجه به سوره تکاثر «علم الیقین» می باشد که برای صاحبانش چشم برزخی نصیب کرده است.

«کلّا لو تعلمونَ علم الیقین لترونَّ الحجیم»[3]

(هرگز چنین نیست، اگر همچون علم یقینی، آگاهی داشتید بی شک جهنم را هم اکنون می دیدید).

و این همان علمی است که به عُلمای ربانی بر اثر عبودیت پروردگار هجوم آورده است.

در سوره حجر می فرماید:

«وَاعبُد رَبَُّکَ حتی یَأتِیَکَ الیَقینُ»[4]

(پس پروردگارت را بندگی کن تا آنکه یقین به سراغت آید).

در نهج البلاغه علی (ع) می فرمایند:

«هجَمَ بِهِمُ العِلمُ علی حقیقَةِ البَصیرة و لاشَروا روحَ الیَقین»[5]

(با آنان علم بر چهرۀ بصیرت حقیقی هجوم آورده است و آنان با روح یقینی هم آغوش می باشند).

 

2- اولوالالباب راسخان در علمند:

با توجه به تعبیر «الباب» که عقول خالص را می رساند و با توجه به آیه « راسخان در علم» اولوالالباب از علمی مستحکم و ریشه دار برخوردار می باشند.

«و الراسِخُونَ فی العُلم یَقُولُونَ آمنُا به کلُّ مِن عندِ ربِّنا و ما یذَّکَّرُ اِلّا اوُلُوا الالبابِ»[6]

(و آنان که در علم استحکام یافته اند می گویند به آن ایمان آوردیم هر یک از نزد پروردگار ما می باشد و جز صاحبان خرد به آن متذکر نمی شوند).

 

3- اهل ذکرند.

4- اولوالالباب اهل فکرند.

5- اهل مناجات می باشند

ذکر دائم و تفکر مستمر در خلقت آسمانها و زمین و مناجات با خدا از صفات دیگر صاحبان خردند.

«انَّ فی خَلقِ السمواتِ و الارض و اختِلافِ لَیِلِ و النَهار لَآیاتٍ لِاوِلی الالبابِ، الذَّین یَذکُرُونَ اللهَ قیاماً و قعوداً و عَلی جُنُوبِهم و یَتَفَکَّروُنَ فی خَلقِ السمواتِ و الارض ربَّنا ما خَلَقتَ هذا باطلاً سُبحَانَک فَقِنا عَذابَ النّار»[7]

(به یقین در آفرینش آسمانها و زمین و رفت و آمد شب و روز آیات بیشماری است برای صاحبان خرد آنانکه پیوسته خدا را در حال قیام و نشسته و بر پهلو، خوابیده یاد می نمایند و پیوسته در آفرینش آسمانها و زمین تفکر می کنند، پروردگارا این نظام را هرگز به باطل نیافریدی تو پاک و منزهی پس ما را از عذاب آتش حفظ فرما).

این آیات شریفه، همان آیاتی است که شب زنده داران، در دل نیمه های شب در حال آماده شدن برای راز و نیاز با محبوبشان زیر لب زمزمه می کنند آنانکه عشق به خدا از درونشان زبانه کشیده، سراسر وجودشان را به تسخیر درآورده است و آنان را به قیام در شب و مناجات کشانده است:

«ربّنا اِنَّنا سَمِعنا منادیاً یُنادِی لِلایمانِ اَن آمِنُوا بِربِّکُم فَآمَنّا، رَبَّنا فَاغفِرلنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّر عنَّا سَیِِئاتِنا و تَوَفَّنا مَعَ الاَبرار».[8]

(پروردگارا ما شنیدیم نداکننده ای را که برای ایمان ندا می کرد که به پروردگارتان ایمان آورید، پس ایمان آوردیم، پروردگارا پس گناهانمان را بپوشان و از وجودمان آلودگیهایمان را بزدای و با ابرار بمیران.

 

6- به عهد خود وفا دارند:

«الذین یُوفُونَ بِعَهدِ اللهِ و لا یَنقُصُونَ المیثاقَ»[9]

(آنانکه به عهد الهی وفا می کنند و پیمانهای محکم را نقض نمی نمایند).

عهد الهی، پیمان عام بندگی خدا و اجتناب از بندگی شیطان است که در چهرۀ تعبد به احکام شریعت جلوه گر می شود:

«اَلَم اَعَد الیکم یا بنی آدَمَ أن لا تَعبُدُوا الشیطانَ انَّهُ لَکُم عَدُو مبینٌ و اَنِ اعَبُدُونی، هذا صراطٌ مُستقیمٌ»[10]

آیا بسوی شما ای فرزندان آدم عهدی نیفکندم که شیطان را نپرستید چرا که او برای شما دشمنی روشنگر است و مرا بپرستید چرا که این شاهراه با استقامت است).

در این آیه نیز سه خصلت برجسته زیباترین فرد در دین را مطرح می نماید که تسلیم محض خدا، اهل احسان و نیکوکاری و پیروی از آیین ابراهیم(ع) با روحیه گرایش به حق در هر زمینه می باشد دیگری پیمان با علما می باشد که رسالت دفاع از دین خدا و بازگو کردن حقایق به مردم و هدایت و سرپرستی آنان را برعهده دارند:

«و اِذ اَخَذَاللهُ میثاقَ الَذینَ اوُتُوا الکِتابَ اتُبَینُنَّة لِلنّاس و لاتَکتُموُنَهُ»[11]

(و یاد آور زمانی را که خدا پیمان محکم کسانی را که کتاب به آنها داد اخذ نمود که بی شک باید کتاب را برای مردم روشن کنید و آنرا کتمان نسازید).

«و ما اخذاللهُ علی العُلماء ان لا یفاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم»[12]

(و آنچه که خدا بر علما اخذ کرده است که بر شکم سیر ستمگر و گرسنگی شدید ستمدیده آرام نگیرند).

پیمان سوم، پیمان پیامبران خصوصاً انبیای اولوالعزم و بالخصوص پیامبر عظیم الشأن اسلام می باشد.

 

7- در برقراری پیوند ها کوشا هستند:

«و الذینَ یَصِلُونَ ما اَمَرَاللهُ به اَن یُوصَلَ»[13]

(و آنانکه وصل می نمایند آنچه را که خدا به آن فرمان داده است که وصل شود) پیوندهای الهی سه قسم می باشد، پیوند با مسلمین، پیوند با مؤمنین، پیوند با ارحام و نزدیکان، دو پیوند نخست در آیه آخر آل عمران با توجه به آیات دیگر و روایات، آمده است:

« یا ایها الذین آمنوا اِصبِرُوا و صابِرُوا و رابِطُوا...»[14]

(ای کسانی که ایمان آوردید صبر نمایید و همدیگر را به صبر دعوت کنید و با یکدیگر مرتبط شوید)

 

8 و 9 – خوف و خشیت خدا و روز بازپرسی:

«و یَخشَونَ رَبَّهُم و یُخافُونَ سُوءَ الحِسابِ»[15]

(و از پروردگارشان هراسی توام با تعظیم دارند و از بدی حساب می ترسند)

«خشیت» خوفی است که از درک مقام عظمت الهی سرچشمه می گیرد و اختصاص به علما دارد.

«اُنَّما یَخشی اللهَ مِن عبادِهِ العلماء»[16]

(فقط علما از بندگان خدا از خدا خشیت دارند).

خشیت از پروردگار مقامی است که حتی در فرض عدم حسابگری روز قیامت عالم را به بندگی و رعایت شؤون آن می کشاند و این معنی را اکثر مردم فاقد می باشند.

احساس حضور حق و نظارت و مراقبت فراگیرش بر نهان و آشکار وجود انسان آنچنان کنترلی در نیت و فکر و حالت و عمل به وجود می آورد که دیگر انسان از شرم حضور خدا، آن کمال قدس و طهارت و عظمت جز به رضای او عمل نخواهد کرد.

احساس درک حضور خدا نصیب بزرگوارانی می شود که خود تزکیه نموده، مراقبت در انگیزه ها و حرکت های خود داشته، موازین و دستورات الهی همواره مد نظر قرار می دهند و با این وجود، از مقام بازپرسی خدا در نگرانی به سر می برند.

«اِنَّ الذینَ هُم مِن خَشیَهِ ربِهِم مُشفِقوُنَ و الّذیَن هُم بِآیاتِ رَبِهِم یُومِنُونَ و الذین هم بِرَبِهِم لا یُشرِکوُنَ و الذین یؤتُونَ مَا آتوا و قُلوُبُهم و جِلَة اَنَّهم الی ربهم راجِعُونَ اولئکَ یُسارِعُونَ فی الخَیِراتِ و هم لها سابِقُونَ»[17]

(همانا آن مؤمنان که از خوف خدا ترسان و هراسانند آنان که به ایات خدای خود ایمان آوردند، و آنان که هرگز به پروردگارشان مشکوک نمی شوند و آنان که آنچه وظیفه بندگی و ایمان راست به جای آورده و باز از روزی که به خدای خود رجوع می کنند دلهاشان ترسان است چنین بندگانی که تعجیل در سعادت و خیرات می کنند و اینان هستند که به کارهای نیکو سبقت می گیرند).

 

 

 

12-11-10- صبر، اقامه نماز و انفاق

«والذین صَبَرُوا ابتِغاءَ وَجهِ رَبِهم و اَقامُوا الصَلوةَ و اَنفَقُوا ممّا رَزَقناهُم سرَّاً و علانیة»[18] (هم در طلب رضای خدا راه صبر پیش می گیرند و نماز را برپا کردند و از آنچه که به آنان روزی دادیم در حالت پنهان و آشکار انفاق نمودند).

«صبر و نماز» از یک سو و «نماز و انفاق» از سوی دیگر با هم رابطه مستحکمی دارند و در واقع نماز، بدون «صبر و انفاق» از حقیقت خود تهی می باشد. از این رو همواره نماز و زکات و انفاق در قرآن، قرین یکدیگر آمده اند که یکی به رابطه عبد با معبود و دیگری به رابطه عبد با بندگان خدا نظر دارد که از هم انفکاک ناپذیرند.

 

13- رفع بدی را به خوبی می کنند:

«و یَدرءونَ بالحسَنة السیِّة اولئک لهم عقبی الدار».

(و با خوبی بدی را دفع می نمایند آنان عاقبت خانه هستی سهم ایشان است)

 

16،15، 14- صاحبان خرد حقیقت طلب و آزاد اندیش و صاحبان شرح صدرند:

اولوالالباب تشنه حقیقتند از این رو در جستجوی آن به هر جا می روند و از هر کس سراغ آن را می گیرند بدین جهت در پی حقیقت به هر سخنی گوش می دهند و از بهترین و زیباترین آنها پیروی می کنند.

«فَبَشِره عبادِالَذینَ یَستَمِعُونَ القولَ و یَتَبِعُونَ اَحسَنَهُ»[19]

(بندگان را به رحمت من بشارت ده آن بندگان که چون سخن بشنوند نیکوترین آن را عمل می کنند).

حقیقت طلبی انسان را به تجدید نظر دائمی در افکار و عقاید خویش می کشاند و او را وادار می کند پیوسته نظرات خود را در معرض ایراد و انتقادات و ارزیابی اندیشمندان دیگر قرار دهد تا صحت و سقم و قوت و ضعف آن پدیدار شود، از این رو وسعت مشرب و تحمل سخنان مخالف و روحیه انعطاف پذیری، جزء لوازم حقیقت طلبی و آزاد اندیشی است.

این انتقاد پذیری و آزادگی از گشادگی سینه و وسعت روح خبر می دهد که به نور الهی حاصل گشته و خود به نورانیت رسیده است.[20]

 

17- زهد به دنیا و عشق به آخرت دارند:

اولوالالباب فنای زندگی دنیا و حقیقت پایدار آخرت را به نور عقلشان درمی یابند و بر اساس ابدیت طلبی و حقیقت طلبی فطریشان، زندگی آخرت را برمی گزینند و دل به دنیا نمی بندند.

در عین حال که با تلاش مستمر از دنیا توشه آخرت را فراهم می نمایند.

«اَلَم تَرَ انّ الله انزلَ مِنَ السمائِ مائً فَسَلَکَهُ یَنابیعَ فِی الارضِ ثُمَ یُخرجُ بِه زَرعاً مُختَلِفاً اَلوانُهُ ثم یَهیجُ فَتَرایُه مُصفَراً ثم یَجعَلُهُ حُطاماً انّ فی ذلک لَذِکری لِاوُلی الاَلبابِ»[21]

(آیا ندیدی که خدا از آسمان آب باران نازل گردانید و در روی زمین نهرها روان ساخت آنگاه نباتات گوناگون از آن برویاند باز روی به خزان آرد و نخست بنگری زرد شود آنگاه خدا آنرا خشک گرداند در آن تذکر است برای خردمندان).

گردآوری:بهروز محمدی

[1] سوره رعد، آیه 19.

[2] سوره سبأ، آیه 6.

[3] سوره تکاثر، آیات 6 و 5.

[4] سوره حجر، آیه 99.

[5] نهج البلاغه دشتی، 147.

[6] سوره آل عمران، آیه 7.

[7] سوره آل عمران، آیه 191- 190.

[8] سوره آل عمران، آیه 193.

[9] سوره رعد، آیه 20.

[10] سوره یس ، آیات 61و 60.

[11] سوره آل عمران، آیه 187.

[12] نهج البلاغه، خطبه 3.

[13] سوره رعد، آیه 21.

[14] سوره آل عمران، آیه 200.

[15] سوره رعد، آیه 21.

[16] سوره فاطر، آیه 28.

[17] سوره مؤمنون، آیات 61- 57 .

[18] سوره رعد، آیه 22.

[19] سوره زمر، آیات 18-17.

[20] محمود طالقانی، پرتویی از قرآن، ص 247.

[21] سوره زمر، آیه 21.

(لا یعلم الغیب الا هو )


 من یعرف هذا السرّ المدهش؟

السرّ فی الرقم 12

 لا اله إلا الله           12 حرفاً

محمد رسول الله   12 حرفاً

النبی المصطفى     12حرفاً

الصادق الأمین      12 حرفاً

أئمة أهل البیت     12 حرفا وهم 12 اماما

أمیر المؤمنین       12 حرفاً

فاطمة الزهراء       12 حرفاً

الحسن والحسین  12حرفاً

اول الائمة = علی بن ابی طالب    12حرفا

الإمام الثانی=  الحسن المجتبى   12 حرفاً

الإمام الثالث =  الحسین الشهید  12 حرفاً

الإمام الرابع =   الإمام السجاد      12 حرفاً

الإمام الخامس = الإمام الباقر       12 حرفاً

الإمام السادس = الإمام الصادق    12 حرفاً

الإمام السابع =   الإمام الكاظم     12 حرفاً

الإمام الثامن =   الإمام الرضا        12 حرفاً

الإمام التاسع =  الإمام الجواد      12 حرفاً

الإمام العاشر =  الإمام الهادی     12 حرفاً

إمام الحادی عشر=  الحسن العسكری 12 حرفاً

الإمام العصر =  القائم المهدی     12 حرفاً

خلیفة النبیین =  خاتم الوصیین 12 حرفاً

هؤلاء الاطهار    12 حرفا

سادة أهل الجنه  12حرفاً

محبهم مؤمن تقی  12 حرفاً

عدوهم كافر شقی  12 حرفاً

العیون التی فجرها النبی موسى لقومه  12

الشهور 12     الأسباط 12      النقباء 12        البروج 12        الحواریین 12

وأنا و أنت اثناعشریه

شیعه یعنی :

تو قرانی که  ، از شیعه نام برده شده ،حضرت ابراهیم هم شیعه بوده ..و میون پیامبرا نبوت نسل به نسل بوده مگر خطایی ازشون سر بزنه ...شیعه چیزی جز تجلی صفات الهی نیست،اگر منطقی و دلیلی هم نیگا بشه فضائل اهل بیت تو قران اومده هر انچه تو قران در مورد یک انسان مومن اومده همه رو خاندان پیامبر داشتن ....طوره مبارکه دهر در شان اهل بیت هست مایه امتیازی بر سائر صحابه بوده !که خلوص واخلاص و ایثارو گذشت انها به حدّی بوده که طبق روایات کثیره اومده از جمله خود سنی ها میدونن...این چیز که دارم میگم رویک عالم سنی درمودرش تحقیق کرده و گفته ...تواین سوره انّ الابرار :اول اینکه خدا اونها رو به وصف نیکی و نیکوئی و به اصطلاح خوبی مطلق یاد کرده و نام انها را ابرار گذاشته .دوم قطعا در قیامت وارد بهش میشوند و از چشمه ابی که بندگان خدا میخورن انها هم میخورند...واین شهادت از خدای تعالی در باره افراد معیّن که هنوزمیخواهند در دنیا زندگی کنند بخصوص مثل حضرت حسین بن علی (ع) که تو اون زمان طفل بوده دلیل بر عصمت و یا لااقل ترک گناه کبیره ای که سبب هبط اعمال نیک انها بشود هست .

سوم اینکه خدا انها را به وصف وفاداری و متعهّد بودن توصیف کرده میفرماید :(یوفونَ بِالنّذر)واگر کسی را خدا در قران به وصفی مدح کند اورا به ین وصف معرّفی کرده و دوام بقا این حالت را برای او تا وقتی در دنیا هست اثبات فرموده است .بلاخره به مردم مسلمان تا روزی که قران در بین مردم هست یعنی تا روز قیامت اطمینان داده که اینان متعد و وفادارو مسئولند.

چهارم :یَخافونَ صفت خوف و ترس از خدا و روز قیامت درش اومده یعنی کسی که حقیقتاً از خدا و روز قیامت بترسد حتی کار مکروه هم نمیکند.

پنجم : خدا به صفت جود و سخاوت که یکی از صفتات ممتاز بشریّت است و در هرکه بیشتر این صفت وجود داشته باشد انسان تر و یا دورتر از صفات حیوانی است معرفی فرموده "با کلمه و یُطعِمونَ الطّعام "اثبات شده !

ششم: با کلمه "عَلی حُبِّه" انها را به صفت محب خدا بودن که بزرگترین امتیاز و فضیلت یک مرد با ایمان توصیف فرموده.

هفتم: اگر در سراسر قران تحقیق کنیم صفتی بهتر و بالاتر از خلوص و اخلاص دیده نمیشود ،و خدای تعالی انها را به صفت معرفی کرده و با جمله لِوَحهِ اللهِ"اثبات میشه .

هشتم : در روز قیامت حساب و فشار های روز رستاخیر را ندارند،بلکه با کلمه فوقیهم الله شَرَّ ذلک الیوم و لَقیّهُم نضرة و َ سُرورا"در ان روز روی خندان و دلی شادمان هم خواهند داشت

نهم : خدا با کلمه و جَزاءُهُم بما صبروا "انها به بردباری و تحمل مشقّات و صبر در راه رسیدن به هدف متّصف کرده است.

دهم:خدا بهشت را جایگاه انها قرار ده و تمام نعمت های بهشتی رو مفصلا در این سوره بیان میکند و مختص انها قرار داده است .

یازده:انکه از زحمات آنها تشکّر کرده و با کلمه سَعیُکم مشکورا"الطافش را به انها تکمیک فرموده است .

سیصد ایه در شان امام علی اومده "بیشتر مفسرین و اصحاب پیامبر زیاد این جمله رو تکرار کرده اند که از همه بیشتر ابن عباس گفته :خدای تعالی در قران فضیلتی را یاد اور نشده مگر انکه علی علیه السلام در راس ان قرار گرفته است .بیشتر مفسرین اهل سنت از قول ابن عباس نقل کرده اند و کسی تردید ندارد واز همه بالاتر احمد بن حنبل است ....

سوره فاطر ایه 32:

که در تفاسیر زیادی گفته شده این سه دسته ال محمد هستند چون کلمه بالخیرات نکره محلی به الف و لام است افاده عموم میکند و طبعا معنایش این است که جمعی از ال محمد و ائمه اطهار که به جمیع خوبیها پیشی گرفته اند یعنی تمام خوبی ها که در عالم هست انان و و انها را دارا هستند و در راس تمام خوبیها قرار گرفته اند ....

پیامبر قران و عترتشو بعد از وفاتش گفته بین شما امانت گذاشتم....بعدشم اصلا شیوه ی وضوی صحیح رو دخترش(حضرت فاطمه سلام الله ) که شبو روز باهاش روبرو بوده و تحت تربیت خود پیغمبر بزرگ شده بهتر میدونه یا خلیفه ی چی چی!؟و خاندان پیامبر هم تحت تربیت حضرت علی وفاطمه بودن....پیامبر همیشه دخترشو تکریم کرده چه پنهانی چه اشکارا....دختری که جونشون برا همدیگه در میرفت و گفته فاطمه پاره تن من هست .... یعنی تمام گفته ها و تربیت پدرش رو قبول میکرده و انجام میداده ....

معرفی حضرت علی که پیامبر منتظر شد هفتادهزار از حجاج جمع شوند تا فرمایشش رو برهمگان که حاضرند بر کسانی که حاضر نیستن بگن...در غدیر خم بود مکانی به ان گستردگی در محل برکه که اسباب راحتی فراهم باشد و کسی اذیت نشود.

اما قبول بیعت با خلیفه تسنن تو سقیفه "تو یه محل سقف دار بود محل سقف دار از نظر جمعیت محدودتری رو شامل میشه به نسبت هفتاد هزار حجاج و در اون محل گسترده ... حضور و بیعت برای ولایت حضرت علی ع با اکثریت مسلمانان مواجه هست یا خلافت ابوبکر در یک سقیفه با اقلیت آرا؟!؟مورخین هم اجتماع ده نفره رو بیان کردن تو سقیفه ...

عبادات توفیقی است یعنی تنها و تنها خدا میتواند احکام عبادات را دستور دهد و کسی حتی پیامبر(ص)حق کم یا زیاد کردن عبادات را برخلاف خواسته ی خدا یا بدون علم انکه خداراضی است ندارد.

خلافت ابی بکر بر حضرت علی برتری ندارد...ایه غار رو ابی بکر با پیامبر تو غار بود و حکایت از خوف ابی بکر و دلداری از خوفی بود که وجود ابی بکر بود .و البته با ضمیر تثنیه به مثال حضرت یوسف و دو نفر مشکر که در زندان باهاش بودن خدای تعالی هم انها رو مصاحب "یوسف"دونسته و هم انها را با ضمیر تثنیه دکر کرده و ایه غاز هم اصلا فضیلتی رو بیانگر نبوده....در صورتی که خدا تو ایاتش به صراحت فرموده دوستان خدا حزن و اندوه و خوفی ندارند:سوره یونس ایه 62...در همون حال تنها کسی که جانشو فدای پیامبر کرد حضرت علی بود که ایه 204سوره بقره نازل شد در شان امام علی که :از میان مردم کسانی هستند که به خاطر رضای الهی جان خودرا تقدیم میکنند ...... سنی ها میگن اگر که 3خلیفه اول معلوم باشه پیامبر چهارمی رو معرفی کرده ،اما اینکه معرفیه اون 3تا برای تاکید ودلگرمی مردم هم شده ذکر میشد .چنانچه خدا در ایات زیادی بشارت به بهشت و معرفی دوزخ رو کرده بارها و بارها به صورت تکراری ...به این میگن تاکیدی و یادوری ...خدایی که بارها نعماتش رو یاد اوری کرده پیامبر هم اگر خلیفه ای قبل امام علی میبود رو در اون جمعیت یاداوری میکرد ...نه اینکه تنها حضرت علی رو دست بگیره و بالا ببره بدون اینکه از افراد دیگه ای نام کنه....با توجه به اینکه پیامبر علم غیب داشته ....

و اینکه بنی امیه تو قران هم لعن شده ....معاویه هم از بنی امیه است.ایه 62سوره اسراء-واینکه طبق روایات صحیحه ای که وارد شده شرب خمرمیکرده معاویه و اینکه شرابخوار ملعون است .

خلیفه بلافصل پیامبر:

1.ایه ولایت

2.افضلیت حضرت علی بر ابی بکر و عمر وعصمان

3.مساله غدیر خم و معرفی امام علی به عنوان خلیفه اول .

4.بطلان ادعا اینکه حضرت علی به خلافت ابی بکر و عصمان رضایت داده

5.احاطه علمی حضرت برجمیع علوم و عصمت ان حضرت و اینکه امام کلّ است و همه به او محتاجند و او به کسی جز خدا  محتاج نیست ...

سنی ها  به شیعه ها تهمت میزنین .... تو قیامت و شب اول قبر میخوان چه جوابی بدن که برادر شیعه شونو اینطور تهمت میزنن...

المراجعات....اصل الشیعة ...الغدیر....،

 

شیعه یعنی :

تو قرانی که  ، از شیعه نام برده شده ،حضرت ابراهیم هم شیعه بوده ..و میون پیامبرا نبوت نسل به نسل بوده مگر خطایی ازشون سر بزنه ...شیعه چیزی جز تجلی صفات الهی نیست،اگر منطقی و دلیلی هم نیگا بشه فضائل اهل بیت تو قران اومده هر انچه تو قران در مورد یک انسان مومن اومده همه رو خاندان پیامبر داشتن ....طوره مبارکه دهر در شان اهل بیت هست مایه امتیازی بر سائر صحابه بوده !که خلوص واخلاص و ایثارو گذشت انها به حدّی بوده که طبق روایات کثیره اومده از جمله خود سنی ها میدونن...این چیز که دارم میگم رویک عالم سنی درمودرش تحقیق کرده و گفته ...تواین سوره انّ الابرار :اول اینکه خدا اونها رو به وصف نیکی و نیکوئی و به اصطلاح خوبی مطلق یاد کرده و نام انها را ابرار گذاشته .دوم قطعا در قیامت وارد بهش میشوند و از چشمه ابی که بندگان خدا میخورن انها هم میخورند...واین شهادت از خدای تعالی در باره افراد معیّن که هنوزمیخواهند در دنیا زندگی کنند بخصوص مثل حضرت حسین بن علی (ع) که تو اون زمان طفل بوده دلیل بر عصمت و یا لااقل ترک گناه کبیره ای که سبب هبط اعمال نیک انها بشود هست .

سوم اینکه خدا انها را به وصف وفاداری و متعهّد بودن توصیف کرده میفرماید :(یوفونَ بِالنّذر)واگر کسی را خدا در قران به وصفی مدح کند اورا به ین وصف معرّفی کرده و دوام بقا این حالت را برای او تا وقتی در دنیا هست اثبات فرموده است .بلاخره به مردم مسلمان تا روزی که قران در بین مردم هست یعنی تا روز قیامت اطمینان داده که اینان متعد و وفادارو مسئولند.

چهارم :یَخافونَ صفت خوف و ترس از خدا و روز قیامت درش اومده یعنی کسی که حقیقتاً از خدا و روز قیامت بترسد حتی کار مکروه هم نمیکند.

پنجم : خدا به صفت جود و سخاوت که یکی از صفتات ممتاز بشریّت است و در هرکه بیشتر این صفت وجود داشته باشد انسان تر و یا دورتر از صفات حیوانی است معرفی فرموده "با کلمه و یُطعِمونَ الطّعام "اثبات شده !

ششم: با کلمه "عَلی حُبِّه" انها را به صفت محب خدا بودن که بزرگترین امتیاز و فضیلت یک مرد با ایمان توصیف فرموده.

هفتم: اگر در سراسر قران تحقیق کنیم صفتی بهتر و بالاتر از خلوص و اخلاص دیده نمیشود ،و خدای تعالی انها را به صفت معرفی کرده و با جمله لِوَحهِ اللهِ"اثبات میشه .

هشتم : در روز قیامت حساب و فشار های روز رستاخیر را ندارند،بلکه با کلمه فوقیهم الله شَرَّ ذلک الیوم و لَقیّهُم نضرة و َ سُرورا"در ان روز روی خندان و دلی شادمان هم خواهند داشت

نهم : خدا با کلمه و جَزاءُهُم بما صبروا "انها به بردباری و تحمل مشقّات و صبر در راه رسیدن به هدف متّصف کرده است.

دهم:خدا بهشت را جایگاه انها قرار ده و تمام نعمت های بهشتی رو مفصلا در این سوره بیان میکند و مختص انها قرار داده است .

یازده:انکه از زحمات آنها تشکّر کرده و با کلمه سَعیُکم مشکورا"الطافش را به انها تکمیک فرموده است .

سیصد ایه در شان امام علی اومده "بیشتر مفسرین و اصحاب پیامبر زیاد این جمله رو تکرار کرده اند که از همه بیشتر ابن عباس گفته :خدای تعالی در قران فضیلتی را یاد اور نشده مگر انکه علی علیه السلام در راس ان قرار گرفته است .بیشتر مفسرین اهل سنت از قول ابن عباس نقل کرده اند و کسی تردید ندارد واز همه بالاتر احمد بن حنبل است ....

سوره فاطر ایه 32:

که در تفاسیر زیادی گفته شده این سه دسته ال محمد هستند چون کلمه بالخیرات نکره محلی به الف و لام است افاده عموم میکند و طبعا معنایش این است که جمعی از ال محمد و ائمه اطهار که به جمیع خوبیها پیشی گرفته اند یعنی تمام خوبی ها که در عالم هست انان و و انها را دارا هستند و در راس تمام خوبیها قرار گرفته اند ....

پیامبر قران و عترتشو بعد از وفاتش گفته بین شما امانت گذاشتم....بعدشم اصلا شیوه ی وضوی صحیح رو دخترش(حضرت فاطمه سلام الله ) که شبو روز باهاش روبرو بوده و تحت تربیت خود پیغمبر بزرگ شده بهتر میدونه یا خلیفه ی چی چی!؟و خاندان پیامبر هم تحت تربیت حضرت علی وفاطمه بودن....پیامبر همیشه دخترشو تکریم کرده چه پنهانی چه اشکارا....دختری که جونشون برا همدیگه در میرفت و گفته فاطمه پاره تن من هست .... یعنی تمام گفته ها و تربیت پدرش رو قبول میکرده و انجام میداده ....

معرفی حضرت علی که پیامبر منتظر شد هفتادهزار از حجاج جمع شوند تا فرمایشش رو برهمگان که حاضرند بر کسانی که حاضر نیستن بگن...در غدیر خم بود مکانی به ان گستردگی در محل برکه که اسباب راحتی فراهم باشد و کسی اذیت نشود.

اما قبول بیعت با خلیفه تسنن تو سقیفه "تو یه محل سقف دار بود محل سقف دار از نظر جمعیت محدودتری رو شامل میشه به نسبت هفتاد هزار حجاج و در اون محل گسترده ... حضور و بیعت برای ولایت حضرت علی ع با اکثریت مسلمانان مواجه هست یا خلافت ابوبکر در یک سقیفه با اقلیت آرا؟!؟مورخین هم اجتماع ده نفره رو بیان کردن تو سقیفه ...

عبادات توفیقی است یعنی تنها و تنها خدا میتواند احکام عبادات را دستور دهد و کسی حتی پیامبر(ص)حق کم یا زیاد کردن عبادات را برخلاف خواسته ی خدا یا بدون علم انکه خداراضی است ندارد.

خلافت ابی بکر بر حضرت علی برتری ندارد...ایه غار رو ابی بکر با پیامبر تو غار بود و حکایت از خوف ابی بکر و دلداری از خوفی بود که وجود ابی بکر بود .و البته با ضمیر تثنیه به مثال حضرت یوسف و دو نفر مشکر که در زندان باهاش بودن خدای تعالی هم انها رو مصاحب "یوسف"دونسته و هم انها را با ضمیر تثنیه دکر کرده و ایه غاز هم اصلا فضیلتی رو بیانگر نبوده....در صورتی که خدا تو ایاتش به صراحت فرموده دوستان خدا حزن و اندوه و خوفی ندارند:سوره یونس ایه 62...در همون حال تنها کسی که جانشو فدای پیامبر کرد حضرت علی بود که ایه 204سوره بقره نازل شد در شان امام علی که :از میان مردم کسانی هستند که به خاطر رضای الهی جان خودرا تقدیم میکنند ...... سنی ها میگن اگر که 3خلیفه اول معلوم باشه پیامبر چهارمی رو معرفی کرده ،اما اینکه معرفیه اون 3تا برای تاکید ودلگرمی مردم هم شده ذکر میشد .چنانچه خدا در ایات زیادی بشارت به بهشت و معرفی دوزخ رو کرده بارها و بارها به صورت تکراری ...به این میگن تاکیدی و یادوری ...خدایی که بارها نعماتش رو یاد اوری کرده پیامبر هم اگر خلیفه ای قبل امام علی میبود رو در اون جمعیت یاداوری میکرد ...نه اینکه تنها حضرت علی رو دست بگیره و بالا ببره بدون اینکه از افراد دیگه ای نام کنه....با توجه به اینکه پیامبر علم غیب داشته ....

و اینکه بنی امیه تو قران هم لعن شده ....معاویه هم از بنی امیه است.ایه 62سوره اسراء-واینکه طبق روایات صحیحه ای که وارد شده شرب خمرمیکرده معاویه و اینکه شرابخوار ملعون است .

خلیفه بلافصل پیامبر:

1.ایه ولایت

2.افضلیت حضرت علی بر ابی بکر و عمر وعصمان

3.مساله غدیر خم و معرفی امام علی به عنوان خلیفه اول .

4.بطلان ادعا اینکه حضرت علی به خلافت ابی بکر و عصمان رضایت داده

5.احاطه علمی حضرت برجمیع علوم و عصمت ان حضرت و اینکه امام کلّ است و همه به او محتاجند و او به کسی جز خدا  محتاج نیست ...

سنی ها  به شیعه ها تهمت میزنین .... تو قیامت و شب اول قبر میخوان چه جوابی بدن که برادر شیعه شونو اینطور تهمت میزنن...

المراجعات....اصل الشیعة ...الغدیر....،

و در اخر



http://naqhashefaghir.persiangig.com/other/ADS.png